على اصغر شميم

496

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

من كو ؟ . . . زنم قرآن روى دست به اتفاق دخترهايم آمد جلو و گفت : آقا جان من مىدانم كسى با تو همراهى نخواهد كرد ، يك‌تنه خواهى رفت طرف مجلس ، در بين راه تو را خواهند كشت . . . در اين بين صداى توپ بلند شد . من رفتم بالاى بام خانه رو به مجلس نشستم و مشغول گريه شدم » . فجايع باغشاه و پناهندگى باغشاه بر بهارستان پيروز شد و محمد على شاه نقشى را كه امپراتور خورشيد كلاه روسيه‌ى تزار بر عهده او گذاشته بود ، با دست افسران روسى و افواج قزاق و سربازان بىرحم سيلاخورى بازى كرد ، مجلس شوراى ملى به هم خورد و آزادىخواهان و مليون پراكنده شدند و عصر روز دوم تيرماه 1287 شمسى ( 23 جمادى الاول 1326 قمرى ) محمد على شاه ظاهرا فرمانرواى مطلق كشور پهناور ايران و از پيروزى خود شادكام بود و خود را براى تماشاى صحنه‌هاى دلخراشى كه با شكنجه و كشتن سران مليون و رهبران از جان گذشته آزادىخواهان به‌وجود مىآمد ، آماده مىكرد ، تا بدان وسيله عقده‌هاى درونى را كه بر اثر مقاومت ، پايدارى و سرسختى آزاديخواهان بر وجودش استيلا يافته بود تسكين دهد . نخستين اقدام محمد على شاه صدور دستور اكيد براى پيدا كردن سران آزاديخواهان و مليون به‌ويژه ملك المتكلمين و ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل و ديگران بود ، كه شرح آن بعدا خواهد آمد و نيز به دستور شاه ، شيخ محمود ورامينى و سيد محمد يزدى را كه از سر جنبانان واقعه‌ى ميدان توپخانه بودند و دو سه نفر ديگر را كه همگى به دستور عدليه در زندان بودند ، از زندان به باغشاه بردند و به دريافت خلعت از دست شاه سرافراز شدند و مورد تفقد شاه قرار گرفتند . چنان‌كه قبلا اشاره شد ، عده‌اى از سران مشروطه از آن جمله بهبهانى و طباطبايى روز دوم تيرماه در مجلس حاضر شده بودند و بعضى از نمايندگان دوش به دوش مجاهدان مىجنگيدند كه از جمله آنان بايد حاجى ميرزا ابراهيم آقا را نام برد . اما بقيه‌ى نمايندگان يا به قول دكتر ملك‌زاده ، « با كمال پستى و بىغيرتى راه فرار پيش گرفته » و يا با علم و اطلاع قبلى در خانه‌ى خود پنهان شده و بعد از شنيدن صداى اولين غرش توپ درصدد پناهگاه برآمدند و مانند تقىزاده با استوكس كاردار سفارت انگليس تماس گرفتند و به وسيله‌ى كالسكه‌اى كه مأمورين سفارت در آن بودند خود را به جاى امن و امان رسانيدند و شگفت اين است كه اكثر نمايندگان دلير و وطن‌دوست و سران و رهبران ثابت‌قدم آزادى و حريت به دست دژخيمان محمد على شاه شربت شهادت نوشيدند و بسيارى از مردان و جوانان آزادىخواه در واقعه‌ى خونريزى بهارستان به‌طور گمنام جان سپردند ولى كسانى كه به حريم امنيت سفارت پناهنده شدند بعدها جزو اركان آزادى و مشروطه به شمار آمدند و چنانچه همه مىدانند در دستگاه هيئت